اولین شب یلدا (مهمونی خودمونی)
با روروک هی این ور و انور میرفتی و دلت می خواست همه چیز و بهم بریزی ما هم مجبور شدیم میز کلا خالی کنیم ، چشات خورده بود به خوردنیهای جور واجور رنگی منگی و دوست داشتی ناخنک بزنی 


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین شب یلدا (مهمونی خودمونی) 
