هانای دوست داشتنی ما

كوچك رويايي ِ من

 

دنيا اگر خودش را بكشد نميتواند

 

به عشق من به تو شك كند.

 

تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي به استخاره نيست

 

عشق ما ... عشق من به تو

 

عشق تو به من

 

يك پديده است ...

 

يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان

 

صداي قلب تو ... صداي زندگيست.

 

زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من

 

زندگي را زندگي كن

 

عاشقانه

 

كودكانه... حتا وقتي بزرگ شدي 

 

كودكانه زندگي كن جانكم

 

مادرانه ترين لحظه هاي امروزم

 

همين لحظه است...همين لحظه كه

 

با تمام جان ِ عاشقم

 

دوستت دارم را يواشكي به

 

تو هديه ميكنم...

 

تو خوب ميداني كه من چقدر

 

شاعرانه با تو حرف ميزنم...

 

تو خوب ميداني كه...

 

من تا همان لحظه كه قرار است بيايي

 

قرار است در كنارت بمانم

 

و تازه اين شروع زندگي ِ كودكانه ي تو است.

 

بخواب ...

 

نترس ...

 

زندگي بايد براي تو

 

روزها را عاشقانه باران

 

شب ها را ستاره باران كند .

 



برخیز که لبخندت نبض روز است

برخیز و گیسوانت را به دست باد بسپار

نازک قدم بردار و آهو باش ....

عشوه‌گری کن .....

فریاد بزن!

بر خیزو بخوان ...

سرود دلدادگی!

شورانگیزی وطنازی...

تو نور خدایی

پاکی و زلالی

عطر جهانی

تندیس وفایی

سحر و جادوی خدایی....

بودنت رمز سماست.....

دخترم روزت مبارک

 



مادر بودن، زیباترین شادی دنیاست
و نمی‌دانی من به خاطر تو
چقدر به اشک‌هایم لبخند زده‌ام !

 




از صبح که از خواب بیدار شد همش میگفت پس کیک من کو پس کیک من کو ؟؟؟؟

ما هم که درگیر جمع و جور کردن اسباب و اثاثیه برای جابجایی به خونه جدید بودیم و نمی تونستیم مهمونی بگیریم تصمیم گرفتیم تا رفتن به خونه جدید سالروز زمینی شدن فرشته کوچولومونو 3 تایی جشن بگیریم 

پ ن : تا غذا رو بیارن بیقراری می کرد واسه کیکش و شمعاش ما هم با یه ابتکار رو کاغذای زیر بشقابی شروع کردیم به نقاشی تا زمان برای فرشته کوچو لو زود بگذره 




عاشق آب و رودخونه مخصوصا عاشق سنگ انداختن تو رودخونست دخمل مامان محبت 

11 روز مونده تا 3 سالش تموم بشه

niniweblog.com




کلی کیف کرد خاک بازی و توپ بازی و آتیش بازی  ،اما هوا یکم سرد شد آخرش و نم نم بارون  دیگه آخراش میگفت سردم شده دلخوردلخور

پ ن : عکسای کلوز آپ خودش از خودش سلفی گرفته البته یواشکی تبلت منو برداشته بود و توش کلی عکس دیگه هم بود چشمک




صبح زود که از خواب بلندش کردیم بد اخلاق بود تو ماشین یکم نق نق می کرد هوا هم سرد و بارونی بود و نمی تونستیم جایی نگه داریم خلاصه تقریبا یک ساعت تو ماشین بیحوصله این ور و اونور میزد سعی کردیم با نقاشی رو شیشه بخار گرفته ماشین سرگرم بشیم تا بتونیم یه جایی توقف کنیم واسه صبحانه

niniweblog.com




از قبل از  تحویل سال  یواشکی شکلات خوردن شروع شد و بعد از 13 بدر همچنان ادامه داشت ، البته از قدیم گفتن عید مال بچه هاست ماهم سعی کردیم مثلا نبینیم چشمکچشمکچشمک

niniweblog.com




چند بار رفتیم شمال اما همش بارون بود و هانا نتونست آب بازی و شن بازی کنه اما بالاخره آخرین لحظات تابستون 28 شهریور هوا عالی و خوب بود و هانا بالاخره موفق شد زیبازیبا

niniweblog.comniniweblog.com




اونروز بخاطر اتوبوس سوار شدن کلی ذوق کرده بود  ( از جایی که ماشین پارک کردیم میبایست سوار خطهای مخصوص میشیدیم تا نزدیک غرفه ها) میگفت میشه ما همیشه سوار اتوبوس بشیم چشمکچشمک

دومین چیزی که خوشحالش کرد پیشی شدنش بود صورتشو گریم پیشی کرده بود و ژست گرفت بود واسه آدمایی که نازشو میکشیدن و ازش عکس می گرفتن

 




ساعت 3:30 بامداد بود و هانا همچنان بیدار در حالیکه قبلش داشتم فکر میکردم موقع تحویل سال چطور باید بیدارش کنم چشمکچشمک

 




هانا با بهت و حیرت به آدمای دور و ورش که داشتن میرقصیدن و از رو آتیش میپریدن نگاه میکرد البته ناگفته نماند که بارون اومده بود قبلش و هوا بس ناجوانمردانه سرد بود چشمکچشمکچشمکچشمک

تق تق تق فش فش        فاصلمون کم بشه

هیزم و نفت و آتیش      دوستت دارم خدایش

سیب زمینی به سیخه    عکس گلت به میخه

غماتو بیار فوتش کن     کینه داری شوتش کن

هوا بهاری میشه         سرما فراری میشه

زردی ازت دور بشه     هرچی بخوای جور بشه

26 اسفندماه 1393

#چهارشنبه سوری  #هانا  #آتش  #دختر کوچولو #عکس چهارشنبه سوری




با روروک هی این ور و انور میرفتی و دلت می خواست همه چیز و بهم بریزی ما هم مجبور شدیم میز کلا خالی کنیم ، چشات خورده بود به خوردنیهای جور واجور رنگی منگی و دوست داشتی ناخنک بزنی زیبابغل




دچار عشق تو که می شوم

دلم از ذوق سوت میکشد

عزیزتر از جانم

دخترکم

تمام وجودم سرشار از عشق توست

 

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

 

 




فرزند خوب و مهربانم
آغشته به “تو” میشود
روحم ، نفسم ، بند بند وجودم
وقتی در حصار دستانت بوسه باران میشوم . .

niniweblog.com




انار دونه دونه
بچه ای دارم دردونه قشنگ و مهربونه
انار دونه دونه
سه چهار روه که بچم
گرفتار دندونه
انار دونه دونه
توی دهان بچم یه گل زده جوونه
گل نگو مرواریده مثه طلای سفیده 

 

اولین مروارید سفید هانا نهم آذرماه 1393




صفحه قبل 1 2 صفحه بعد